هفته پیش چند روزی بود که مادرشوهری با منو آقای همسر قهر کرده بود...انقدر از دستش حرص خوردم که نگو...اخه یکی نیست بگه یه زن 55 ساله چه به قهر.....
انقدر از دستش ناراحت بودم که نگو....خوب درست آقای همسر اشتباه کرده یه چیزی گفته اما چرا دیگه با من قهر میکنه...
مادرشوهری واقعا زن خوبی..از حق هم نگذریم خیلی هوامو داره.اما گاهی این قهر کردنای بیجاش ادمو اذیت میکنه به قول یکی از دوستان خوب مگه بده اینم خودش یه پیام بازرگانی وسط زندگیت تا بیشتر از این بهت خوش نگذره....چه میشه کرد مادر دیگه نمیشه بهش بی احترامی کرد....
پنج شنبه با اقای همسر تازه رسیده بودیم دیارمون که برادر آقای همسر زنگ زد و گفت که مامان حالش بد شده برگردید پیشش....هیچی دیگه ماهم نرسیده دوباره مجبور شدیم برگردیم....وقتی اومدیم خونه دیدیم همچین هم حالش بد نشده که به خاطرش ما رو برگردوندن...خیلی عصبانی شدم از دستشون....آخه بد یه مدت میخواستم پیش پدر مادرم باشم....نمیدونم چرا انقدر گاهی مادرشوهری لوس بازی درمیاره...البته شاید دست خودشم نیست آخه مریضی سرع داره.....
وقتی مادرشوهری دید که به خاطرش این همه راه رو از دیارمون برگشتیم یه خوشی می کرد که نگو....بلخره باهامون آشتی کردو دوباره من شدم عروش گلش که نمونه اش پیدا نمیشه.....
خدایا بازم شکرت به خاطر این زندگی خوب....
دوست دارم خدایا
*صرع
خخخخ حالا ایراد نگیر خوب
خخخخخخ عزیزم
نت نداشتم باو
سلام عزیزم.....خوش باشی گلم.....



سلام خوبی الی ؟؟؟؟
اینجام خانومی
آره خداروشکر خوبیم
از دست مادر شوهلی مهربونت
اشکال نداره اینم باعثمیشه بیشتر قدر همو بدونین
سلام نگار جونم...خوفی؟؟؟چه عجب خانوم...صفا اوردین.....













آره از دست مادر شوهری که انقدر مامان....
خوب البته بیشتر قدر من به اونا معلوم میشه که چه عروس خوبی هستم حتی صدامم در نیومد
خخخخ اونا که ندیدن چقدر غر زدم به جون محسن
مامان ِ من اون موقعی که بچه مدرسه ای بود َم نمیذاشت تو خونه بمونم ، الان دیگه نه
اون موقع چون باید زنگ بزنه مدرسه غیبتمو موجه کنه و بهونه بیاره مجبورم میکرد برم ، ولی با این حال غیبتم داشتم
الان چون از موجه کردن غیبت خبری نیست میگه نرو
خخخخ ولی مامان من در هر صورت میافتاد به جونم...دختر که نباید لوس باشه.....






بازم که سلامت یادت رفت دختر...هان...سلامت کوش.....نه تو بع من بگو سلامت کوش....میکشمت
خخخخ مواظب خودت باش دیگه سرما نخوری دل علیرضا بلرزه گلکم......
خخخخخخخخ
حالا اشکال نداره همین که باهم اشتی کردین خوبه :)
اح!!
چه مآدر شوهری ِ ناز نازی ا ـی داریا
خو حتما فک میکنه تو پسرشو داغ میکنی که باهات قهر میکنه
+ ولی از حق نگذریم منم حرص میخوردم اگه اینهمه راهو برم میگردوندن
+ انقد دوس دارم این شآکر بود َناتو
عزیزم مادرشوهری واقعا خوب فقط یه کم ناز میاد خوب چه کارش کنم......اا در کل مهربون باهم مشکلی نداریم اصلا...فقط گاهی اینجوری حالمو میگیره تا زیاد خوشبحالم نشه......




راه منم کلی حرص خوردم...تازه میخواستم مامانم اینا رو ببینم.....
قربونت برم عزیزم....
خوش باشی در کنار علیرضا
سلام
حق با شماست مادره دیگه چه میشه کرد؟
سلام...خوش اومدین دکتر جان.....خوب آره ...مادر دیگه کاری نمیشه کرد..اونم البته یه کم مریض....


با سلام و احترام
حالا مادر برای پسرش ناز کرده خووووووو
مادر شووَر عینی ننه خوده عادم میمونه
قدرِشون رو بدونید
در کنار خانواده محترمتان مستدام باشید
سلام....یعنی مادر با قهر کردن ناز میاد؟؟؟؟؟؟؟


خوب منم میدونم عین مامان خودم....اما به خدا انصاف نبود مارو برگردون این همه راه رو.....
واقعا سعی میکنم قدرشو بدونم بودنشون برام یه نعمت....
ای از دست تو الهام . . .
نه بابا عمل کجا بود...خواهرجان من راضی ام از صورتم...تازشم به خودم میبالم بسی زیباییم
عکس قدیمی بود و سیاه سفید اصلا نمی شد تحملش کرد عزیزدلم...
قربون خودتو خوشحالیت
خخخخخ عزیزم حالا پیش خودمون میمونه لو بده گلم.....


















الهی که همیشه از همه چیز راضی باشی...منکه میدونم تو خوشگلی حالا یه ذره صورتتو دست کاری کردی ایراد نداره که....
منم عکسهام قدیمی اما انقده خوشگله که نگو....همه میگن این چرا شبیه خودت نیست
فدای تو آبجی
از دست تو...دیر تاییدش کردی دیگه
چه عکسی بود خب...فقط به خاطر اینکه عکسش رفتم از این کارت ملی هوشمندا ثبت نام کردم...البته ی ماه پیش ثبت نام کرده بودم تازه 3 هفته پیش بهم نوبت دادن.... ولی می ارزه دیگه...بجاش جدیده تا ی ماه دیگه اماده میشه و باید برم ثبت احوال بگیرم....
قربونت برم ...خب مردها وقتی خسته ان باید مراعت کرد و سر به سرشون نزاشت...
قربونت برم چه عروس ماهی هستی تو
آره عزیزم هستم...قرار شد بقیه کاراشو اقای خونه بکنه دیگه...
چند هفته پیش رفتم واسه تعویض کارت ملی م...
از قیافم رو کارت ملی م حالم بد میشد
حالا باید ب فکر عوض کردن عکس شناسنامم هم باشم اونم ضایعس
سیلام به روی ماهت عزیزکم....میگما کلن تو درگیری داری با عکسات...خوب زشتی دیگه چه کارت میشه کرد....نکنه قبلا عملی نبودی الان عملی چیزی انجام دادی که داری کل عکس مدارکتو تعویض میکنی















من کجا دیر تائیدش کردم...خوب تو صبر نداری جیگر.....




آره بابا منم قبول دارم..مرد که خسته باشه که نباید سر به سرش گذاشت.....اما چه میشه کرد....
کووووووووووووووووووووو نیس پس
من تایدش کردم عزیزم.....نگاه کن خوب پیداش میکنی...خخخ از دستت در رفته....








سلام خانم خانما
چشم خورد مادرشوهرت:)
هی گفتی خوبه. چشمش کردیم. چون همیشه پیشش هستید اینطوریه. یهو دلش گرفته. ته وجودش قیلی ویلی رفته خودشو لوس کنه.
مادرشوهر من خیلی از این بدتره. فکر کن همه بچه هاش دورش هستن زنگ می زد شوهر من بیاد بره نوشهر برش داره ببردش رشت دکتر!
اون وقت پدرشوهرم نه بیسواده نه خنگ. ماشین هم داره. ولی شوهر من بااتوبوس باید ببردش.
نزدیک 120هزارتومن هزینه اتوبوس شوهرم میشه و 120 تا برا مادره. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
سلام خانومی...خوبی همشهری گلم....عزیزم...در کل مادرشوهر من 90درصد همه چیزش عالی اما گاهی فقط لوس بازی در میاره و اذیت میکنه..چه میشه کرد مادر دیگه.....


وای تو چی میکشی...واقعا این نا حقی بیچاره شوهرت...خوب یکی نیست بهش بگه این رفتارا یعنی چیه....خوب چرا با ماشین پدر شوهری نمیرن که این همه خرج اضافه نشه....حالا خرجش به کنار سختی راه بدتر دیگه
خوش باشی گلم
با خوبی تو منم خوبم الهام جونم...کامنتم کو پس
سیلام خوفی آباجی....الهی من فدات بشم..خوب الان تائید کردم.......نگاهش کن...




سلام عزیزم . . . صبح بخیر الهام جونی..
چرا قهر کرده بود . . . ای الهام جان همه جایی عزیزم...پسراشون چیزی بهشون میگن با عروسا هم چپ میافتن منم تجربه ش رو دارم
ولی دیگه سن بالا باشه بخوای قهر کنی بنطرم اشتباس...اخه باید الگوی ما باشن...چه جوری طاقت اوردی دوباره از پیش مامان بابات برگشتین خونه مادرشوهری...وای که من از لوس بازی شدیدا بدم میاد الهام...اون هم ازین لوس بازیا...
خب وقتی میبینن شما رفتید خونه مامان بابات نباید انتظار داشته باشن این همه را رو دوباره برگردید مگه شما چقد وقت دارید برید اونجا...
ان شالله خدا شفاش بده . . . سایه همه پدر مادرا رو سر بچه هاشون باشه...الهی آمین
سیلام به روی ماهت...عزیزکم....خوشگل خانوم آقای خونه......آره نمیدونم چرا از دست پسرش ناراحت با منم قهر میکنه...البته بگما منم دوس ندارم با شوهرم قهر کنه....منم ناراحت میشم...تازه محسن رو هم دعوا کردم...آخه عصبی شده پشت تلفن داد زده...مادرشوهری هم ناراحت شده...از یه لحاظی هم محسن حق داشته عصبی بشه اما...داد زده تعجب کردم هیچ وقت این کارا رو نمیکرد....













الهی آمین....
آره منم همین رو میگم باید الگو باشن....اما چه کار کنم وقتی محسن میخواس برگرده آخر شب بود دلم رضا نمیداد تنهائی برگرده...مجبور شدم برم باهاش...البته خودش میگفت بمون ..من نموندم....دلم هزارجا میرفت تنهائی بره....عشقم دیگه ...
گلم چه کار میشه کرد...منم به این حرفها خیلی فکر کردم ....به نتیجه ای هم نرسیدم...جز عصاب خوردی برا خودمو محسن..چاره چیه....اما در کل زن خوبی خیلی دوسم داره....نو درصد تائیدش میکنم..اما گاهی یه رفتارائی میکنه که هنگ میکنیم....
ممنونم عشقم......