X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

خانومی آقامونم

عشق که باشه هم چی خودش جور میشه درست مثل زندگی منو تو..من همه چیز دارم...چون تو رو دارم

نمیدونم اصلا این پست رو چه جوری بنویسم.....انقده برام غیر منتظره است که هنوز تو شوک هستم.....دو شب که خواب ندارم....همه اش میگم یعنی واقعیت داره.....یعنی عشقمون به ثمر رسیده....

آره الان شما دارین پست یک عدد مامان رو میخونید......مامان الی......بابا محسن.....

دیروز به همراه آقای همسر رفتیم  ازمایشگاه......تقریبا مطمئن بودیم...اما برا اطمینان باید یه آزمایش هم میدادم........حال جفتمون خیلی خوب بود...خوب خوب......تا حالا این خوشی رو تجربه نکرده بودیم......

آقای همسر که انگار کل دنیا رو بهش داده باشن.....از خوشحالی اون من گریه ام میگیره.....همه اش میگم خدا جونم ممنونتم که این هدیه الهی رو بهمون دادی......ممنونتم که زندگی ما رو شادتر کردی.....

الان نی نیمون قد یه دونه برنج شده.....دونه برنج منو بابا محسن......قربون دونه برنجمون برم که با اومدنش شادی رو به زندگیمون ببخشید.....

میدونید چیه؟؟؟؟خدا جون نمون خودشون میدونه که چه موقعه زندگی آدم رو متحول بکنه.....الان تو این زمان بود که احساس میکردم زندگیم کسل شده.....همه اش با خودم میگفتم خدا جونم یه تغییر بزرگ تو زندگیم میخوام.....

و این بزرگترین و بهترین تغییر زندگی منو آقای همسر بود......

ممنونم خدا جونم بابت این دونه برنج...

ممنونم که همیشه هوامو داریو حواست به زندگیم هست.....

ممنونم که این حال خوب رو بهمون دادی


نوشته شده در چهارشنبه 21 بهمن 1394ساعت | 09:05 توسط الی | نظرات (12)