X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

خانومی آقامونم

عشق که باشه هم چی خودش جور میشه درست مثل زندگی منو تو..من همه چیز دارم...چون تو رو دارم

چند روز پیش با آقای همسر رفتیم بیرون یه چرخی بزنیم...از جلو یه لباس فروشی رد شدیم....یهوی آقای همسر گفت الی بیا بریم تو...باهم رفتیم تو...من رفتم سراغ لباسهای تو خونه ای....یه دفعه دیدیم آقای هسر با ذوق به طرفم اومد گفت الی بیا اینجا اینا رو ببین....ببین این چقدر بامزه اس....این چقدر کوچولو...این چقدر خوشگله...

خیلی تعجب کردم...گفتم....اینا که همه اش لباس بچه اس فعلا به درد ما نمیخوره که...گفت باشه حالا بیا نگاه کنیم .....

رفت سراغ یه ست پنج تیکه پسرونه گفت الی بیا اینو بخریم....گفتم جدی میگی؟؟گفت آره دیگه.....بچه من پسر من میدونم...بهش لبخند زدم گفتم باشه خیلی قشنگ بخریمش....لباس رو گرفت تو دستش و بازم رفت سراغ یکی دیگه ...گفت الی اینم قشنگ بیا اینم ببین....گفتم اره اینم خیلی قشنگ ..این هم به دختر میخوره هم به پسر....

گفت اما بچه من پسر.....

از اینکه میدیدم اقای همسر انقدر ذوق کرده بود خیلی خوشحال شدم....خدایا شکرت به خاطر داشتنش

نوشته شده در دوشنبه 6 مهر 1394ساعت | 12:08 توسط الی | نظرات (8)